تبليغاتX
کویر 1352

کویر 1352

نگاه نو،راه نو،کلام نو

جفت روحی و قانون جذب

جفت روحی و قانون جذبThis is a featured page

جفت روحی - بخش دیگر - نیمه ی گم شده - لمس


 
بسیار زیادند افرادی که علاقه ای بی تکلف به محبوب خود دارند؛ اما برای دستیابی به او نمی
دانند چه کنند . حرف دل خیلی هاست رسیدن به محبوب ... (که البته توسط خود آگاه آنها انتخاب شده است).
 
گفتم خود آگاه و تاکید کردم چون: شما او را دیده اید ( خود آگاه ) و به او دل دادید کاری نداریم بر اساس
 
شناخت هست یا علاقه ظاهری. یا دلایل پیچیده روان شناسی مثل: شباهت به پدر یا مادر شما و یا ... ) به هر
 
حال علاقه مند او شده اید. اکنون می خواهید او نیز متقاعد شود
 
سوال اول من از شما این است: (( آیا این شخص دقیقا همان کسی است که شما می خواهید؟ )) احتمالا می
 
گویی: بله
 
اما من می گویم: شاید نه
 
چیکار باید بکنی ... ؟ 1- باید جفت روحی واقعی خود را پیدا کنی ... 2- با قانون جذب و توکل
 
بر خدا همه چیز را عالی پیش ببری

.
جفت روحی - بخش دیگر - نیمه ی گم شده - لمس

جفت روحی شما کیست؟
 
جفت روحی شما بهترین عشق و ایده آل واقعی شماست و اگر شما با هم باشید بهترین زندگی را به دست خواهید
 
آورید. زیرا وقتی شما با هم هستید از هر جهت همیشه شاد و خوشو مسرور ... و عشق شما روز به روز
 
 بیشتر می شود
 
چگونه جفت روحی خود را پیدا کنی ؟ به ضمیر ناخود آگاه خود این پیام را عمیقا می فرستی که ((من می
 
خواهم جفت روحی واقعی خود را در زمان مناسبش پیدا کنم و همیشه با او باشم... خدا یار و یاور من در این
 
جذب است)) می گویم زمان مناسب: زمان باید؛ زمان مناسب خودش باشد چون در غیر این صورت یا شما یا
 
او جنبه این عشق را ندارید و ممکن است راهتان از هم جدا شود. ضمیر ناخود آگاه از شعور جهانی به اذن
 
خداوند این شخص را پیدا می کند. سپس قانون جذب دست به کار می شود و با حصول شرایط جذب؛ شما را به
 
هم می رساند

 
می پرسی آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد ؟ بله هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می
 
شود ... جمعیت جهان تقریبا 6 میلیارد نفر است و یک نفر جفت روحی شماست

تصور کنید: انگار همه افراد با جنس مخالف شما را به صف کرده اند و یکی یکی از جلوی شما عبور می کنند
 
و همه صفات آنها را می بینی. بالاخره از این میلیارد ها نفر؛ یک نفر هست که شما او را ایده آل بدانید. از
 
لحاظ علم احتمال می توانیم بگوییم این احتمال نزدیک به 1 است یعنی 100%. حال این که این شخص کجاست
 
و چگونه شما با هم برخورد می کنید را می سپاریم به معجزات قانون جذب . ولی قطعا اگر هم جهت با کائنات
 
باشید با او می رسید

حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم : کسی هست که او را دوست داری ... این شخص ممکن است جفت
 
روحی ای باشید که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او
 
نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی
 
شماست؟

اگر هست خود آگاه و ناخود آگاه شما هم جهت پیش رفته اند و تصمیم عالی این است که او را جذب کنی. اگر
 
پاسخ دلت این بود که این شخص جفت روحی شما نیست، بگذارید برود و شما هم بروید تا هر دوی شما خود را
 
از رسیدن به جفت روحی خود باز ندارید. اگر پافشاری کنید ممکن است ازدواج کنید اما هیچ تضمینی نیست
 
خوشبخت شوید. چرا که جفت های روحی شما نیز در جای دیگر به خود آگاه خود اعتماد کردند و تن به
 
ازدواجی داده اند که خوشبختشان نکرده است. پس ببنید 4 نفر زندگیشان تقریبا تباه شده است. 4 نفری که می
 
توانستند همدیگر را بیابند و زندگی رویایی داشته باشند تن به زندگی عادی و گاهی بی ثمر داده اند


خود آگاه فقط فکر می کند. منبع فکر او استفاده از قانون علیت است. خود آگاه وقتی جستجو می کند جستجویی
 
ساده است اما ناخود آگاه آنچنان قدرتی دارد که هیچ چیز از دید او محفوظ نیست. ناخود آگاه همان روح
 
شماست. همه جا را می گردد و از گنجینه های اطلاعات جهان و منابع ماورایی ((آگاهی کیهانی)) می پرسد و
 
معجزات را برایتان به ارمغان می آورد

 
خود آگاه شما جنس مخالف را فقط در اطرافتان می بیند: در کوچه ، خیابان ، مهمانی، دانشگاه و سر کار شما ؛
 
خود آگاه تان جنس مخالف اطراف خود را می بیند... ولی ممکن است جفت روحی شما اصلا در اینجا ها نباشد.
 
ممکن است در قاره و یا حتی نیمکره دیگر زمین باشد


 
اگر کار را به ضمیر ناخود آگاه بسپارید او پیدا می شود و همه چیز عالی پیش می رود. فراموش نکنید که ندای
 
درون همیشه راست می گوید . می توانید قبل از خواب از هوشیاری برتر و الهی خود بخواهید اسرار عشق و
 
آن فرد را در رویا برای شما بازگو کند... وقتی بیدار شدید بلافاصله خوابی را که دیده اید روی کاغذ بیاورید.
 
نوشتن رویا را فراموش نکنید زیرا بسیار حیاتی است. ما بعد از چند دقیقه تمام رویای شب خود را فراموش می
 
کنیم... رویاهای صادقه ما معجزاتی می کنند که اگر ایمان داشته باشی زندگی شما را معرکه زیبایی می کنند


اگر به کسی که جفت روحی شما نیست بچسبید جا را برای کسی که می خواهد روزی بیاید و عشق واقعی
 
شماست پر کرده اید و محرومیت عظیمی برای خود خواسته اید... اگر هم عشق امروز شما جفت روحی
 
شماست مطمئن باشید با جذب می توانید او را به خود فرا بخوانید و به نحوی معجزه آسا شاهد ... باور کنید این
 
رویداد بسیار زیاد اتفاق افتاده است... شما فراتر از قوانین اجتماعی و قرار داد های خودمانی قرار می گیرید
 
اگر: باور کنید که قوانین معنوی چه کار ها که نمی کنند


لمس - لمس
لمس
جفت روحی - بخش دیگر - نیمه ی گم شده - لمس

 
تصویری از نماد جفت روحی ( نیمه ی گم شده یا بخش دیگر
 
یین و یانگ
 
چینی ها در واقع هستی رو متشکل از دو قطب می دانند
 
قطب مثبت و قطب منفی
 
قطب سرد و قطب گرم
 
زن و مرد
 
شب و روز
 
نرمی و سفتی
 
تابستان و زمستان
 
و این ها رو میگن یین و یانگدر این تقسیم بندی
 
یین : زنه ، ینگ: مرد
 
یین : سیاهه، ینگ: سفید
 
یین : تاریکه ، ینگ: روشنه
 
یین: سکون و عدم تحرکه ، ینگ: حرکت و جنب و جوشه
 
یین : انقباضه ، ینگ: انبساطه
 
یین : نرمه ، ینگ: سخت یی
 
یین : مایعاته ، ینگ: جامدات
 
یین : زمستونه ، ینگ: تابستون
 
یین : سرماست ، ینگ: گرما
 
یین : شماله ، ینگ: جنوبه
یین : خوابه ، ینگ: بیداری
و
خب این ها هر کدوم وجودشون به دیگری بسته است و همدیگر رو کامل می کنند.
 
نیمه ی گم شده یا همان جفت روحی هم؛ بخش دیگر و کامل کننده ی روح ماست
 
وقتی در کنار جفت روحی خود باشید بدون نزدیکی جسم ها؛ روح ها با هم در می
 
آمیزند
 
و در این حالت نماد های دیگر یینگ و یانگ اطراف ما هم؛ در هم می آمیزند ...
 
مثلا در این حالت ینگ
 
حرکت و جنب و جوش
 
به
 
یین: سکون و عدم تحرک
 
می رسد
 
و در هم؛ در می آمیزند
 
و دو عاشق ( عاشق واقعی ـ جفت روحی
 
نه سکوت را احساس می کنند نه حرکت و جنب و جوش اطراف
 
را ...
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 14:24  توسط حجت سلیمی  | 

قانون جذب


قانون جذب قانونی انتزاعی است و به طور خلاصه بیان می‌کند که هر آنچه در ذهن انسان تصور شود اعم از خوب یا بد، زشت یا زیبا و ... در دنیای واقعی نمود خواهد یافت. سرعت و شدت به واقعیت پیوستن این تصویر ذهنی به شدت تمرکز روی آن موضوع و وضوح تصویر آن در ذهن بستگی دارد.


قانون جذب میگوید هر چه فکر کنی همان می‌شود. هیچوقت نباید فراموش کنیم که ما به چیزی که فکر میکنیم میرسیم نه به چیزی که دوست داریم. همیشه یک حس خوب یک فکر خوب به دنبال میاورد .پس حس خود را سرشار از عشق و شوق کنیم.

در زير به معرفي و توضيح قانون هاي جذب مي‌پردازيم

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .

11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .

21- قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

22- قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است .
هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

23- قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است .
در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

24- قانون خلاقیت
ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد .
هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

25- قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید .
در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

26- قانون استقامت
معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست .
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

27- قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .
همیشه با آن بهترین ِ بهترین ها که در درون شماست صادق باشید .

28- قانون احساس
شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید .
از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

29- قانون خوشبختی
کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع .
هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

30- قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .

31- قانون اظهار
هر گفته ای تاثیری به جا می گذارد . وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می گویید ، افکار ، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود می آید .
فقط راجع به چیز هایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید .

32- قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعیین کننده ی اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه ی خود تعیین کننده ی افکار و احساسات شماست .
اگر برخوردی مثبت ، خوشایند و خوش بینانه داشته باشید ، فردی مثبت ، خوشایند و خوش بین خواهی شد .

33- قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست . تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار ، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد .
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت می پیوندد .

34- قانون تمرین
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . شما می توانید رویکرد ها ، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید ، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند .

35- قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .

36- قانون ارزش
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزش ها ، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید ، جذب می شوید .
عشق کور نیست .

37- قانون تفاهم
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزش ها ، رویکردها ، هدف ها و باورهای مشترکی دارید .

38- قانون ارتباطات
کیفیت روابط شما را ، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین می کند .
ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد .

39- قانون توجه
شما به چیزی توجه می کنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید .
با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود ، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است .

40- قانون عزت نفس
هر کاری که در زندگی انجام می دهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است . شما در کنار کسی احساس خوشبختی می کنید که باعث می شود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید .
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد .

41- قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .
برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

42- قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .

43- قانون هویت
حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است .
فقط از طریق غیرشخصی کردن ، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه می توانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید .

44- قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند براحتی ببخشید .
بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است . این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود .

45- قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .

46- قانون کم کوشی
بشر سعی می کند آنچه را که می خواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد . همه ی پیشرفت های بشر در زمینه ی تکنولوژی در واقع راه های دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است .
بنابراین همه ی افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان ترین راه ممکن برای انجام کارها هستند .

47- قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت ، پول ، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند . در انتخاب بین کمتر یا بیشتر ، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم .
بنابراین ، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم . این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد . این فقط یک واقعیت است .

48- قانون مصلحت
شما همیشه سعی می کنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید .
شما در هر کاری که انجام می دهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند .

49- قانون دوگانگی
شما برای هر کاری که انجام می دهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه می دهید :
- دلیلی که درست به نظر می رسد
- دلیل واقعی
دلیلی که درست به نظر می رسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است . اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کرده اید در حال حاظر سریعترین و آسان ترین راه برای رسیدن به اهداف شماست .

50- قانون انتخاب
هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش های غالب در آن لحظه است . حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است .
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید .

51- قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .

52- قانون تعجیل
شما همیشه ترجیح می دهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر .
به همین دلیل است که در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید .

53- قانون ارزش نهایی
تعیین کننده ی بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتری ها برای آخرین اقلام باقی مانده ی آن ، چقدر حاضرند بپردازند .

54- قانون عرضه و تقاضا
هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است ، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا می شود و برعکس .
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش می شود . در فعالیت های تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل می کنند و در فعالیت های غیر تولیدی ، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل می کند .

55- قانون کهن (Kohen)
همه چیز قابل بحث و مذاکره است .
چه در خرید و چه در فروش ، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار ، آنرا بپذیرد .
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید .

56- قانون داوسن (Davson)
اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید ، همیشه می توانید معامله ی بهتری انجام دهید .
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید . هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید . عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید .

57- قانون تعیین مهلت
تعیین مهلت یکی از جنبه های ضروری معامله است . هرگاه پیشنهادی می دهید ، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید .
اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند ، کافی است بگویید : " اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است " .

58- قانون شرایط پرداخت
شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط ، حتی از قیمت مهمتر است .
شما معمولا می توانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد .

59- قانون آمادگی
80% موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید .
قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع آوری کنید ، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید .

60- قانون جابجایی
قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیش بینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد .
هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید ، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید .

61- قانون اشتیاق
از طرفین معامله ، آنکه از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترین قیمت دارد .
شما تنها در صورتی می توانید معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت از خیر معامله بگذرید .

62- قانون عمل متقابل
مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلا پاداش شما را بدهند .
در معامله با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری بدست آورید .

63- قانون عدم ختم معامله
هیچ معامله ای تمام شده نیست . اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید که باعث شد از شرایط معامله راضی نباشید از طرف دیگر معامله بررسی مجدد شرایط را تقاضا کنید .

64- قانون وفور نعمت
ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می کنیم ، جهانی که در آن گنجینه ی عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد .
برای دستیابی به استقلال مالی همین امروز برای افزایش ثروت خود تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به همین هدف انجام داده اند .

65- قانون معاوضه
پول وسیله ی معاوضه ی خدمات و تولیدات یک نفر است با خدمات و تولیدات شخص دیگر .
میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند .

66- قانون سرمایه
سرمایه عبارت از دارایی هایی است که می توان برای تولید پول نقد از آن استفاده کرد . باارزش ترین دارایی شما توانایی کسب درآمد است .
منابع جسمانی ، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغییر است سرمایه ی شخصی شماست .

67- قانون پس انداز
همیشه اول از همه حق خودتان را بدهید . آزادی مالی از آن کسانی است که همیشه حداقل ده درصد از درآمد خودرا پس انداز می کنند .
اگر نمی توانید پول پس انداز کنید ، استعداد ثروتمند شدن ندارید .

68- قانون نگهداری
اینکه چقدر درآمد داریم مهم نیست ، بلکه نکته ی مهم اینست که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید .
افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند.

69- قانون پارکینسون
مخارج معمولا آنقدر افزایش پیدا می کند تا اینکه به میزان درآمد برسد.به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.
برای اینکه ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پس انداز کنید.

70- قانون سرمایه گذاری
قبل از سرمایه گذاری تحقیقات لازم را به عمل آورید.هنگامی که مشغول انجام تحقیقات مقدماتی برای سرمایه گذاری هستید وقت کافی صرف این کار کنید،
درست همانطور که پس از سرمایه گذاری برای پول درآوردن وقت صرف می کنید.
هرگز خود را بطور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید.

71- قانون بهره ی مرکب
جمع آوری پول و افزایش دادن آن از طریق بهره ی مرکب، که هم به اصل سرمایه و هم به سود آن تعلق می گیرد، شما را ثروتمند می کند.
رمز دست یابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

72- قانون برآیند
موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد.
برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

73- قانون جذب
جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.
در حین جمع آوری پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا می کند، با این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می کنید.

74- قانون اشتیاق
برای ثروتمند شدن باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید . اشتیاقی اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست.
شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده ی فعالیتهای خود بسنجید . آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه؟

75- قانون هدف
قطعیت هدف نقطه ی آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دست یابی
به آن برنامه ریزی کنید . تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند.

76- قانون ثروتمند کردن
تمام ثروت های پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راه های مختلف بوجود می آید.
هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین می شود.

77- قانون کارآفرینی
مطمئن ترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله ی اجرا درآورید . هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند
نمی شود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.

78- قانون خودساختگی
بهترین و مطمئن ترین راه برای راه اندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید ، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود
حاصله پیش بروید. کسانی که با پول خیلی کم شروع می کنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع می کنند احتمال موفقیت بیشتری دارند.

79- قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.

80- قانون ریسک
در هر کاری ، بین میزان ریسک پذیری و احتمال شکست رابطه ی مستقیم وجود دارد.
کارآفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه تحلیل می کنند و به حداقل می رسانند.

81- قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی بیش از حد مانند شمشیر دو دم است که میتواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود.
در تجارت ، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد.

82- قانون ثبات قدم
اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه ی کافی ثبات قدم داشته باشید، بدون تردید موفق خواهید شد.
موانعی که در حین کار ظاهر می شود پلکان موفقیت شما است به شرط آنکه از هر ناامیدی و شکستی درس بگیرید.

83- قانون هدف تجارت
هدف اساسی تجارت پیدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کلیه ی فعالیتها باید بر این هدف متمرکز باشد.
سود نتیجه ی پیدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است.

84- قانون سازمان
یک موسسه ی تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پیدا کردن و حفظ مشتری است تشکیل شده است .
وجود هر کدام از کارکنان باید برای انجام وظایف موسسه ضروری باشد.

85- قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است.
مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارائه ی خدمات بهتر به مشتری است.

86- قانون مشتری
مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.
یک برنامه ریزی خوب تجاری ایجاب می کند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکید داشته باشید.

87- قانون کیفیت
کیفیت آن چیزی است که مشتری می گوید و مشتری است که در مورد ارزش کالا یا خدمات تصمیم می گیرد.
توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات خود تعیین کننده ی موفقیت شما در بازار است.

88- قانون کهنگی
هر چیزی که مورد استفاده قرار گیرد کهنه خواهد شد.
محصولات یا خدمات امروز بدلیل تکنولوژی پویا و رقابت از همان ابتدا در فرآیند کهنه شدن قرار می گیرد.
معجزه ی جدید یا محصول جدید شما که قرار است به بازار بیاید چیست؟

89- قانون ابتکار
برای شروع راه موفقیت ، داشتن یک ایده ی خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.
پیشرفت در تجارت نتیجه ی یافتن راههای سریع تر ، ارزان تر ، بهتر و آسانتر برای انجام یک کار است.

90- قانون عوامل ضروری موفقیت
هر کار یا تجارتی بیش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقیت ندارد . این عوامل، تعیین کننده ی چگونگی عملکرد شما هستند.
کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما می شوند تعیین کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات ، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.

91- قانون بازار
قیمت واقعی هر کالا بهایی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی ، که در آن سایر کالاهای مشابه نیز وجود دارد ، بپردازد .
همیشه حق با بازار است .

92- قانون تخصصی کردن
برای موفقیت در تجارت ، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید .
یکی از دلایل اصلی شکست در تجارب غیر تخصصی کار کردن است .

93- قانون تمایز
در یک بازار رقابتی ، محصولات یا خدمات برای کسب موفقیت باید در نوع خود ویژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از سایر محصولات و خدمات مشابه متمایز گردند .
برای رقابت در بازار ، برتری کالای شما باید قابل توجه و قابل تبلیغ کردن باشد و چیزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند .

94- قانون تعیین خریدار
موفقیت در تجارت در گرو تعیین گروه هایی است که در بازار ، خریدار تولیدات یا خدمات شما هستند .
- مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستند ؟
- کجا هستند ؟
- علت خرید آنها چیست ؟

95- قانون تمرکز بازار
موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند .
تعیین و متمرکز کردن تلاش هایتان روی این گروه خاص و اصلی ، رمز سوددهی است .

96- قانون برتری
بازار تنها برای عملکرد برتر ، تولیدات برتر یا خدمات برتر بهای عالی می پردازد .
اولین کار در مدیریت ، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید .

97- قانون احتمالات
هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .
هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید ، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود .

98- قانون وضوح اهداف
هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود .
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد .

99- قانون جذب
شما در زندگی ، افراد ، ایده ها و موقعیت هایی را به سوی خود جذب می کنید که با افکار غالب شما هماهنگ هستند .
هنگامی که اهداف شما از مغناطیس اشتیاق شما سر شار شد به چیزی دست پیدا می کنید که مردم به آن شـــانس می گویند .

100- قانون توقعات
اگر مدام توقع داشته باشید که اتفاقات خوب برایتان رخ دهد ، میزان شانس خود را در زندگی افزایش می دهید .
هر روزتان را ا این جمله آغاز کنید : " می دانم امروز یک اتفاق عالی برایم می افتد . "

101- قانون فرصت
بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های پیرامون شماست .
بزرگترین فرصت شما ، به احتمال زیاد درست پیش پای شماست ، در کار ، حرفه ، تحصیل ، تجربه یا علایق فعلی شما .

102- قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .
در هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .

103- قانون دانش
در هر زمینه ای ، شخصی که دانش و مهارت گسترده تری داشته باشد شانس موفقیت بیشتری نسبت به دیگران دارد .
دانش و مهارت گسترده ، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر می کند و در نتیجه فرصت هایش را افزایش می دهد .

104- قانون پیش فرض ها
پیش فرض های نادرست ریشه ی شکست ها هستند . شهامت محک زدن پیش فرض های خود را داشته باشید .
پذیرش اینکه احتمال دارد پیش فرضتان اشتباه باشد ، راه را برای یافتن پیش فرض های جدید و دگرگونی های لازم باز می کند ، چیزهایی که در غیر این صورت بدست نخواهید آورد .

105- قانون وقت شناسی
وقت شناسی همه چیز است . اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنید ، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسید .
" در دریای پر تلاطم زندگی ، همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند ." (ویلیام شکسپیر )

106- قانون انرژی
هر چقدر انرژی و اشتیاق بیشتری داشته باشید ، احتمال اینکه موقعیت مناسب را تشخیص دهید و از آن استفاده کنید بیشتر می شود .
بهترین ایده ها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست می آید .

107- قانون روابط
هر چه افراد بیشتری را بشناسید که دید مثبتی نسبت به شما دارند موقعیت های بهتری به دست خواهید آورد .
افرادی که شما را دوست دارند به شما ایده های جدیدی می دهند و راه موفقیت را برای شما باز می کنند .

108- قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .

109- قانون رشد
اگر در حال رشد فکری نیستید پس دارید در جا می زنید . اگر روز به روز بهتر نمی شوید پس دارید بدتر می شوید .
یادگیری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه ی روزانه ی زندگی خود قرار دهید .

110- قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است . چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی در می آید .
رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه ی کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است .

111- قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست .
" مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )

112- قانون خودشکوفایی
شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ی خود به آن نیاز دارید بیاموزید .
آنهایی که می آموزند توانا هستند .

113- قانون استعدادها
در درونتان مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها نهفته است که اگر درست شناسایی و به کار گرفته شوند شما را قادر می سازند تا به هر هدفی که در نظر دارید برسید .
از چه قسمت هایی از کارتان بیشتر لذت می برید و آنها را خیلی خوب انجام می دهید ؟ این سوال بهترین راهنما برای یافتن استعدادهای واقعی شماست .

114- قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
" تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )

115- قانون موقعیت
مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلم ما هستند . در درون هر مشکلی بذر سود یا موقعیتی نهفته است ، برابر یا بیشتر از سود حاصل از انجام کار مورد نظر .
در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پله های صعود کنید .

116- قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .
رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .

117- قانون سخت کوشی
موفقیت ها و دستیابی به اهداف با سخت کوشی بدست می آید .هنگامی که شک دارید موفق می شوید یا نه ، سخت تر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید .
هنگامی که مشغول کار هستید ، تمام مدت کار کنید و وقت تلف نکنید .

118- قانون بخشندگی
هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

119- قانون پذیرش
اینکه چطور با خودتان حرف می زنید ، حداقل 95% از فکر و احساس شما را مشخص می کند . ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور می پذیرد .
همواره با خودتان گفتگوهای مثبت ، سودمند و موثر داشته باشید ، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید .

120- قانون خوش بینی
نحوه ی تفسیر و توجیه تجربیاتتان ، تفکرات و احساسات شما را شکل می دهد .
اگر عادت کنید در هر موقعیتی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید موفق خواهید شد که یک نگرش فکری مثبت را برای خود پایه ریزی کنید و سرانجام هیچ چیز نمی تواند سد راهتان شود .
__________________
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 14:15  توسط حجت سلیمی  | 

عقاب

اين شعر داستان عقابي است كه به اواخر عمر خود رسيده و مرگش نزديك است.

او شنيده است كه كلاغ عمري طولاني دارد، تصميم مي گيرد تا به نزد كلاغ رفته و از او راه كسب عمر طولاني را بياموزد .........

مصداق اين شعر زيبا را در زندگي مي توان به راحتي مشاهده كرد ، باشد كه ما در زندگي عقاب بودن را برگزينيم، هر چند كه عمر كوتاه باشد .........

  

گشت غمناك دل و جان عقاب

چو ازو دور شد ايام شباب

 

ديد كش دور به انجام رسيد

آفتابش به لب بام رسيد

 

بايد از هستي دل بر گيرد

ره سوي كشور ديگر گيرد

 

خواست تا چاره ي نا چار كند

دارويي جويد و در كار كند

 

صبحگاهي ز پي چاره ي كار

گشت برباد سبك سير سوار

 

گله كاهنگ چرا داشت به دشت

ناگه ا ز وحشت پر ولوله گشت

 

وان شبان ، بيم زده ، دل نگران

شد پي بره ي نوزاد دوان

 

كبك ، در دامن خار ي آويخت

مار پيچيد و به سوراخ گريخت

 

آهو استاد و نگه كرد و رميد

دشت را خط غباري بكشيد

 

ليك صياد سر ديگر داشت

صيد را فارغ و آزاد گذاشت

 

چاره ي مرگ ، نه كاريست حقير

زنده را فارغ و آزاد گذاشت

 

صيد هر روزه به چنگ آمد زود

مگر آن روز كه صياد نبود

 

آشيان داشت بر آن دامن دشت

زاغكي زشت و بد اندام و پلشت

 

سنگ ها ا زكف طفان خورده

جان ز صد گونه بلا در برده

 

سا له ها زيسته افزون ز شمار

شكم آكنده ز گند و مردار

 

بر سر شاخ و را ديد عقاب

ز آسمان سوي زمين شد به شتاب

 

گفت كه : ‹‹ اي ديده ز ما بس بيداد

با تو امروز مرا كار افتاد

 

مشكلي دارم اگر بگشايي

بكنم آن چه تو مي فرمايي ››

 

گفت : ‹‹ ما بنده ي در گاه توييم

تا كه هستيم هوا خواه تو ييم

 

بنده آماده بود ، فرمان چيست ؟

جان به راه تو سپارم ، جان چيست ؟

 

دل ، چو در خدمت توشاد كنم

ننگم آيد كه ز جان ياد كنم ››

 

اين همه گفت ولي با دل خويش

گفت و گويي دگر آورد به پيش

 

كاين ستمكار قوي پنجه ، كنون

از نياز است چنين زار و زبون

 

ليك نا گه چو غضبناك شود

زو حساب من و جان پاك شود

 

دوستي را چو نباشد بنياد

حزم را بايد از دست نداد

 

در دل خويش چو اين راي گزيد

پر زد و دور ترك جاي گزيد

 

زار و افسرده چنين گفت عقاب

كه :‹‹ مرا عمر ، حبابي است بر آب

 

راست است اين كه مرا تيز پر است

ليك پرواز زمان تيز تر است

 

من گذشتم به شتاب از در و دشت

به شتاب ايام از من بگذشت

 

گر چه ا زعمر ،‌دل سيري نيست

مرگ مي آيد و تدبيري نيست

 

من و اين شه پر و اين شوكت و جاه

عمرم از چيست بدين حد كوتاه؟

 

تو بدين قامت و بال ناساز

به چه فن يافته اي عمر دراز ؟

 

پدرم نيز به تو دست نيافت

تا به منزلگه جاويد شتافت

 

ليك هنگام دم باز پسين

چون تو بر شاخ شدي جايگزين

 

از سر حسرت بامن فرمود

كاين همان زاغ پليد است كه بود

 

عمر من نيز به يغما رفته است

يك گل از صد گل تو نشكفته است

 

چيست سرمايه ي اين عمر دراز ؟

رازي اين جاست،تو بگشا اين راز››

 

زاغ گفت : ‹‹ ار تو در اين تدبيري

عهد كن تا سخنم بپذيري

 

عمرتان گر كه پذيرد كم و كاست

رگري را چه گنه ؟ كاين ز شماست

 

ز آسمان هيچ نياييد فرود

آخر ا زاين همه پرواز چه سود ؟

 

پدر من كه پس ا زسيصد و اند

كان اندرز بد و دانش و پند

 

بارها گفت كه برچرخ اثير

بادها راست فراوان تاثير

 

بادها كز زبر خاك و زند

تن و جان را نر سانند گزند

 

هر چه ا ز خاك ، شوي بالاتر

باد را بيش گزند ست و ضرر

 

تا بدانجا كه بر اوج افلاك

آيت مرگ بود ، پيك هلاك

 

ما از آن ، سال بسي يافته ايم

كز بلندي ،‌رخ برتافته ايم

 

زاغ را ميل كند دل به نشيب

عمر بسيارش ار گشته نصيب

 

ديگر اين خاصيت مردار است

عمر مردار خوران بسيار است

 

گند و مردار بهين درمان ست

چاره ي رنج تو زان آسان ست

 

خيز و زين بيش ،‌ره چرخ مپوي

طعمه ي خويش بر افلاك مجوي

 

ناودان ، جايگهي سخت نكوست

به از آن كنج حياط و لب جوست

 

من كه صد نكته ي نيكو دانم

راه هر بر زن و هر كو دانم

 

خانه ، اندر پس باغي دارم

وندر آن گوشه سراغي دارم

 

خوان گسترده الواني هست

خوردني هاي فراواني هست ››

 

****

 

آن چه ز آن زاغ چنين داد سراغ

گندزاري بود اندر پس باغ

 

بوي بد ، رفته ا زآن ، تا ره دور

معدن پشه ، مقام زنبور

 

نفرتش گشته بلاي دل و جان

سوزش و كوري دو ديده از آن

 

آن دو همراه رسيدند از راه

زاغ بر سفره ي خود كرد نگاه

 

گفت : ‹‹ خواني كه چنين الوان ست

لايق محضر اين مهمان ست

 

مي كنم شكر كه درويش نيم

خجل از ما حضر خويش نيم ››

 

گفت و بشنود و بخورد از آن گند

تا بياموزد از او مهمان پند

 

****

 

عمر در اوج فلك بر ده به سر

دم زده در نفس باد سحر

 

ابر راديده به زير پر خويش

حيوان راهمه فرمانبر خويش

 

بارها آمده شادان ز سفر

به رهش بسته فلك طاق ظفر

 

سينه ي كبك و تذرو و تيهو

تازه و گرم شده طعمه ي او

 

اينك افتاده بر اين لاشه و گند

بايد از زاغ بياموزد پند

 

بوي گندش دل و جان تافته بود

حال بيماري دق يافته بود

 

دلش از نفرت و بيزاري ، ريش

گيج شد ، بست دمي ديده ي خويش

 

يادش آمد كه بر آن اوج سپهر

هست پيروزي و زيبايي و مهر

 

فر و آزادي و فتح و ظفرست

نفس خرم باد سحرست

 

ديده بگشود به هر سو نگريست

ديد گردش اثري زين ها نيست

 

آن چه بود از همه سو خواري بود

وحشت و نفرت و بيزاري بود

 

بال بر هم زد و بر جست ا ز جا

گفت : كه ‹‹ اي يار ببخشاي مرا

 

سال ها باش و بدين عيش بناز

تو و مردار تو و عمر دراز

 

من نيم در خور اين مهماني

گند و مردار تو را ارزاني

 

گر در اوج فلكم بايد مرد

عمر در گند به سر نتوان برد ››

 

****

 

شهپر شاه هوا ، اوج گرفت

زاغ را ديده بر او مانده شگفت

 

سوي بالا شد و بالاتر شد

راست با مهر فلك ، همسر شد

 

لحظه يي چند بر اين لوح كبود

نقطه يي بود و سپس هيچ نبود

 

پرويز ناتل خانلري 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:7  توسط حجت سلیمی  | 

یک پیشنهاد زیبا اول این مطلب رو بخون

 

 1- وقتی که تو 1 ساله بودی، اونا(مادرو پدر) بِهت غذا ميدادند و تو رو می شستند! ( تر و خشک می کردند) ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با گريه کردن در تمام شب !
 2- وقتی که تو 2 ساله بودی، اونا، بهت ياد دادند تا چه جوری راه بری ،تو هم از اونا تشکر مي کردي،  وقتی صدات می زدند، فرار می کردی!
 3- وقتی که 3 ساله بودی، اونا، با عشق غذايت را آماده می کردند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با ريختن ظرف غذا ،کف اتاق! 
 4- وقتی 4 ساله بودی، اونا برات مداد رنگی خريدند،تو هم از اونا تشکر کردي، با رنگ کردن ميز اتاق نهار خوری!
 5- وقتی که 5 ساله بودی، اونا، لباس شيک به تنت کردند تا به تعطيلات بری ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با انداختن(به عَمد) خودت تو گِل! 
 6- وقتی که 6 ساله بودی، اونا، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کردند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي،  با فرياد زدنِ: من نمی خوام برم!
 7- وقتی که 7 ساله بودی، اونا، برات وسائل بازی (توپ) خريدند،تو هم از اونا تشکر  کردي، با پرت کردن توپ  به پنجره همسايه کناری!
 8- وقتی که 8 ساله بودی، اونا، برات بستنی مي خريدند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي،  با ريختن (بستنی)  به تمام لباسات!
 9- وقتی که 9 ساله بودی، اونا، هزينه کلاسهاي آموزشي تو رو پرداختند،تو هم از اونا تشکر کردي ، با زحمت ندادن به خودت برای ياد گيری!
 10- وقتی که 10 ساله بودی، اونا، تمام روز رو رانندگی کردند تا تو رو از تمرين فوتبال به کلاس ژيمناستيک و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببرند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با بيرون پريدن از ماشين، بدون اينکه پشت سرت رو هم نگاه کنی !
 11- وقتی که 11 ساله بودی، اونا تو و دوستت رو برای ديدن فيلم به سينما بردند ،تو هم از اونا تشکر  کردي،  ازشون خواستی که در يه رديف ديگه بشينند!
 12- وقتی که 12 ساله بودی، اونا تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلويزيون بر حذر مي داشتند  ،تو هم از اونا تشکر مي کردي،  صبر کردی تا از خونه بيرون بروند!
 13- وقتی که 13 ساله بودی، اونا بهت پيشنهاد دادند که موهاتو اصلاح کنی ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن : شما اصلاً سليقه ای نداريد!
 14- وقتی که 14 ساله بودی، اونا، هزينه اردوي يک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کردند، ،تو هم از اونا تشکر کردي، با فراموش کردن، نوشتن يک نامه ساده !
 15- وقتی که 15 ساله بودی، اونا از سرِ کار برمی گشتند و می خواستند که تو رو در آغوش بگيرند،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با قفل کردن درب اتاقت!   (نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشوند!)
 16- وقتی که 16 ساله بودی، اونا بهت ياد دادند که چطوری رانندگی کني ،تو هم از اونا تشکر کردي،  هر وقت  که می تونستی ماشين رو بي اجازه  برمی داشتی و می رفتی!
17- وقتی که 17 ساله بودی، هنگاميکه اونا منتظر يه تماس تلفني مهم بودند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با اشغال کردن طولاني تلفن !
18- وقتی که 18 ساله بودی، اونا ، در جشن فارغ التحصيلی دبيرستانت، از خوشحالی گريه کردند ،تو هم از اونا تشکر کردي، اينطوری که، تا تموم شدن جشن، پيش پدرومادرت نرفتي!
19- وقتی که 19 ساله بودی، اونا، شهريه دانشگاهت رو پرداخت كردند، همچنين، تو رو تا دانشگاه رسوندند و وسائلت رو هم حمل کردند ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن يک خداحافظي خشک و خالی، بيرون خوبگاه، به خاطر اينکه نمی خواستی خودت را بچه ننه نشان بدهي!
20- وقتی که 20 ساله بودی، اونا ازت پرسيدند که ، آيا شخص خاصی (به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ ،تو هم از اونا تشکر کردي،  با گفتن:  به شما ربطی نداره !!
21- وقتی که 21 ساله بودی، اونا، بهت پيشنهاد خط مشی برای آينده ات دادند ،تو هم از اونا تشکر کردي ، با گفتن : من نمی خوام مثل شما باشم !
22- وقتی که 22 ساله بودی، اونا تو رو، در جشن فارغ التحصيلی دانشگاهت در آغوش گرفتند  ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن :  هزينه سفر به اروپا را برام تهيه کنيد !
23- وقتی که 23 ساله بودی، اونا  برای اولين آپارتمانت، بهت اثاثيه دادند ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن : اون اثاثيه ها چقدر زشت هستن !
24- وقتی که 24 ساله بودی ، اونا دارايی های تو رو ديدند و در مورد اينکه در آينده می خوای با اون ها چی کار کنی ازت سئوال کردند،تو هم از اونا تشکر کردي،  با فرياد زدن : لطفاً در کارهاي من دخالت نکنيد!
25- وقتی که 25 ساله بودی، اونا کمکت کردند تا هزينه های عروسی رو پرداخت کنی و در حالی که گريه می کردند بهت گفتند که : دلمان خيلی برات تنگ می شه،تو هم از اونا تشکر کردي، اينطوری که، يه جای دور رو برای زندگيت انتخاب کردی و کمتر بهشون سر زدي !
26- وقتی که 30 ساله بودی ، اونا از طريق شخص ديگه ای فهميدند که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زدند ، ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن : همه چيز ديگه تغيير کرده !
27- وقتی که 40 ساله بودی، اونا بهت زنگ زدند تا روز تولد يکی از اقوام رو يادآوری کنند،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن : من الان خيلی گرفتارم!
28- وقتی که 50 ساله بودی، اونا مريض شدند وبه مراقبت و کمک تو احتياج داشتند ،تو هم از اونا تشکر  کردي،  با سخنرانی کردن در مورد اينکه والدين، سربار فرزندانشون می شن !

و سپس، يک روز، اونا، به آرامی از دنيا ميرن . و تمام کارهايی که تو(در حق پدرو مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود مياد.
اگه پدرو مادرت،هنوز زنده هستند، فراموش نکن که بيشتر از هميشه بهشون محبت کنی...
واگه زنده نيستند ، محبت های بی دريغشون رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر...
هميشه به ياد داشته باش که به پدرو مادرت محبت کنی و اونارو دوست داشته باشی، چون، در طول عمرت فقط يه پدرو مادر داری!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 19:49  توسط حجت سلیمی  | 

یا مقلب القلوب والابصار  یا مدبرالیل والابصار

یا محول الحول والاحوال  حول حالنا الا احسن الحال

و ای دگرگون کننده حالها پس ما را در یاب و حال ما را به بهترین شکل تبدیل کن اری ای دوستان سال

 ۱۳۸۵ نیز به پایان رسید . و ما منتظر تیک تیک ساعتهایمان منتظر عبور آخرین ثانیه های این سال

هستیم. هنگام سپیده دم خروس سحری  دانی که چرا همی کند نوحه گری  یعنی که نمودند  در آئینه

صبح کز  عمر شبی گذشت و تو  بیخبری. و این عمر وانفسا همچنان میگذرد و ما منتظر ثانیه های بعد

غافل از اینکه عمر گذشت ....  بیائیم یک لحظه آری تنها یک لحظه بایستیم . نگران نباشید این یک  

لحظه ایستادن شما را از آنچه که منتظرش هستید عقب نمی اندازد  !! بایستیم و اندیشه کنیم که  در 

کجای این جهان قرار گرفته ایم . چقدر از راهی را که برای آن سفر را آغاز نمودیم درست آمده ایم و 

انحرافمان از مسیر  کی؟ چه اندازه ؟ کجا ؟ و چرا؟؟؟   صورت گرفت   باز هم نگران نباشید  فعلا کاری از 

دستمان بر نمی اید  . اما یک کار زیبا  میتوانیم انجام دهیم ! آری  ما هنوز آینده زیبا و روشن را داریم

با نگاه عمیقی به گذشته  و توجه به آن میتوانیم میتوانیم میتوانیم  آینده روشن و پاکی را ترسیم کنیم

فراموش نکنیم ما میتوانیم !!!  برایتان آرزوی سالی پر از زیبائی موفقیت و شادکامی را آرزو میکنم .سال

نو مبارک باد (حجت)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 8:55  توسط حجت سلیمی  | 

تاریخچه تبلیغات جهانی(2)

بازاريابان جهاني، با طيف وسيعي از رسانه های گوناگون، سروكار دارند. انواع رسانه ها در همه كشورها در دسترس نيستد و حتي اگر در دسترس باشند، از لحاظ مسائلي همچون كيفيت و قابليت هاي فني براي پخش و انتقال پيام به مخاطبان، ممكن است محدود باشند. مثلاً در برخي از كشورها، محدوديت هاي زماني براي پخش پيام هاي تبليغاتي در راديو و تلويزيون در نظر گرفته شده است؛ در حالي كه برخي ديگر از كشورها، محدوديت زماني وجود ندارد. بنابراين، در بازاريابي جهاني، علاوه بر در نظر داشتن تأثير عوامل محيطي و فرهنگي، به محدوديت ها، عوامل فني و وجود امكانات و ابزار، براي انتقال پيام نيز بايد توجه داشت. ناديده گرفتن عوامل مذكور، شركت هاي جهاني را در تصميم گيري بهينه دچار مشكل مي كند.

در طراحي و اجراي تبليغات جهاني، به جز عواملي كه بيان شد، به عوامل زير نيز بايد دقت كرد:

ـ توجه به عادات مردم در استفاده از رسانه ها:  در جوامع و بازارهاي هدف مختلف، مردم، تحت تأثير رسانه هاي خاصي هستند. اعتبار پيام رساني و تأثير رسانه ها در جوامع مختلف، متفاوت است. در برخي از جوامع، تلويزيون، و در جاهاي ديگر، راديو، و در برخي ديگر از جوامع، روزنامه هاي محلي، تأثير بيشتري دارند. بنابراين، در تبليغات جهاني، رسانه ها بايد با توجه به اعتبار پيام رساني آنها و عادات مردم در استفاده از رسانه هاي خاص، انتخاب شوند. به عنوان مثال، در آمريكاي شمالي، تبليغات از طريق تلويزيون و راديو، همان تأثير را دارد تبليغات از طريق سينما، تابلوهاي كنار جاده اي و همچنين تبليغات از طريق پست. در حالي كه در كشورهاي كمتر توسعه يافته، تأثير تبليغات از طريق پست، اندك است و رسانه هاي صوتي و تصويري، بيشترين تاثير را در انتقال پيام تبليغاتي دارند.

ـ سطح سواد در انتقال پيام، بسيار مهم است. در كشورهايي كه درصد باسواد كمتر است، تاثير تبليغات از طريق رسانه هاي تصويري و صوتي بيشتر خواهد بود.

ـ تأثير شبكه هاي ماهواره اي كه در حقيقت، تحت كنترل دولت ها نيستند، انقلابي در تبليغات تلويزيوني ايجاد كرده است. برترين اين شبكه ها، از نظر آگهي شبكه «اسكاي» است كه در اغلب كشورها، حضور دارد. صاحب اين شبكه، «روپرت مرداك» در سال 1993، ماهواره «استار» را نيز خريداري كرد كه جمعاً، 45 ميليون نفر را از مصر تا مغولستان، پوشش مي دهد.

شبكه ماهواره اي «ام.تي.وي» 250 ميليون مشترك را در بيش از 60 كشور جهان و كانال «ديسكاوري»، 87 ميليون مشترك را در بيش از 90 كشور دنيا پوشش تصويري مي دهند. با توجه به پوشش وسيع ماهواره ها، در تبليغات جهاني از اين طريق، بايد از محصول جهاني با يك نشان، استفاده شود. زبان انگليسي، زبان اصلي اغلب ماهواره هاست، ولي در عين حال، حركت به سوي محلي كردن ماهواره ها نيز آغاز شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 0:26  توسط حجت سلیمی  | 

تاریخچه تبلیغات جهانی(1)

از دهه 1980 به بعد، تبليغات جهاني، مورد توجه قرار گرفت و هم اكنون، به عنوان يكي از جنجالي ترين مباحث بازاريابي در سطح جهان، مطرح است. بحث جهاني شدن را اولين بار، پروفسور تئودورلويت مطرح كرد. او گفت كه بازارها به طور فزاينده اي به يكديگر شبيه مي شوند و تمايل به سوي به وجود آمدن بازار جهاني، در حال افزايش است. جالب است كه نتايج تحقيقي در مورد مشتريان اروپايي، نشان دهنده اين واقعيت است كه اگر چه تمايل شديدي نسبت به محصولات جهاني وجود دارد، اما مشتريان ترجيح مي دهند كه تبليغات محصولات محلي خود را ببينند. در عين حال كه تمايل به خريد محصولات جهاني وجود دارد، تنها محصولات با نام هاي محلي، بيشتر در يادها مي ماند. اين مسئله، نشانگر آن است كه بيش از توجه به تبليغات، بايد بر رفتار مشتريان تأثير گذاشت.

انديشه هاي پروفسور لوبت را در صحنه بين المللي، اولين بار شركت «ساعتچي و ساعتچي» كه يك شركت تبليغاتي انگليسي است، به كار بست و از اين طريق به بازارهاي كامل جهاني راه پيدا كرد. اين شركت معتقد است كه به زودي، تمام نام هاي تجاري بين  المللي در سطح دنيا، عادي و هنجار جهاني خواهند شد و چالش در اين عرصه براي ارايه محصولات جهاني، تنها از عهده شركت هاي تبليغاتي جهاني برخواهد آمد.

نظريه پردازان تبليغات جهاني، نشانه هاي مختلفي از تصوير آينده تبليغات جهاني را ارايه داده اند. علاقه مندي ها، سليقه ها، نيازها و الگوهاي خريد مشتريان در سراسر جهان، در حال نزديك تر شدن به يكديگر است. يكي از دلايل اين مطلب، نزديك تر شدن الگوهاي جمعيتي و جامعه شناسي جوامع مختلف است. عامل ديگر را افزايش استانداردهاي زندگي در كشورهاي مختلف دانسته اند، كه منجر به كاهش تفاوت هاي اوليه ميان ملل مختلف شده است. يكي ديگر از عوامل مهم در پيوند و نزديك تر شدن فرهنگ ها، تفاوت هاي اوليه ميان ملل مختلف شده است. يكي ديگر از عوامل مهم در پيوند و نزديك تر شدن فرهنگ ها. تأثير رسانه هاي عمومي مثل فيلم، شبكه هاي ماهواره اي، تلويزيون و موسقي است كه سدهاي فرهنگي ميان كشورها را كمرنگ تر كرده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 22:52  توسط حجت سلیمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 18:51  توسط حجت سلیمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 18:20  توسط حجت سلیمی  | 

گاندی

گاندي، مهاتما

مشتري مهم‌ترين بازديدكننده در محدوده ماست.

او به كار ما وابسته نيست.

ما به كار او وابسته هستيم.

او مزاحم كار ما نيست.

او هدف كار ماست.

او بيگانه در كار ما نيست بلكه بخشي از كار ماست.

با انجام كار او، لطفي در حق او نمي‌كنيم.

اوست كه با فراهم آوردن اين فرصت به ما لطف مي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 17:20  توسط حجت سلیمی  | 

مجموعه حکایات مرتبط تبلیغات و بازاریابی

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.

«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 17:15  توسط حجت سلیمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 13:47  توسط حجت سلیمی  | 

این هم از شیوه های جدید تبلیغات محیطی!!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 13:0  توسط حجت سلیمی  | 

برنامه هاى تلويزيونى غرق در آگهى هاى بازرگانى است

برنامه هاى تلويزيونى غرق در آگهى هاى بازرگانى است
پخش برنامه در بين آگهى!؟
265821.jpg
محمدرضا هاديلو
واژه تبليغات از اركان مركزى كليساى كاتوليك كه به وسيله «پاپ گرگورى پانزدهم» در سال ۱۶۲۲ ايجاد شده بود، گرفته شده است.
تبليغات به فعاليت هاى گوناگونى اطلاق مى شود كه به دو دسته اصلى تقسيم مى شوند: تبليغات تجارى و تبليغات سياسى.۲ تبليغات تجارى شامل آگهى، فروشندگى و رابطه عمومى است و به دليل كاربرد و نياز قشرهاى مختلف مردم به آن، بيش از تبليغات سياسى- در جامعه- مورد استفاده قرار مى گيرد. نظرات درباره تبليغات، متفاوت است. عده اى آن را وسيله اى براى ارتقاى معلومات و بالابردن آگاهى مردم در انتخاب و خريد مناسب دانسته اند و گروهى ديگر، تبليغات را نوعى «گمراه كردن» و «گول زدن» مى دانند كه چشم ها را از ديدن واقعيات دور نگه مى دارد. در بررسى علت ها و لزوم تبليغات مى توان گفت كه روشى براى ايجاد حس رقابت بين توليد كنندگان و بالابردن آگاهى مردم نسبت به جنس و قيمت كالا ها است.
سازمان صدا و سيما از چند سال پيش، يعنى زمانى كه مجلس شوراى اسلامى به خاطر درآمدهاى حاصل از پخش آگهى تبليغاتى، اقدام به كاهش چشمگير بودجه سالانه اين رسانه كرد، افزايش پخش آگهى ها را به عنوان يكى از اولويت هاى خود براى تأمين بودجه توليد مورد توجه قرار داده است.
در ابتدا، تبليغات تلويزيونى بسيار جالب و جذاب بود، به طورى كه اكثر تبليغاتى كه با موسيقى و ريتم خاصى بخش مى شد، در خاطره ها مى ماند و حتى با شنيدن آهنگ آن مى شد به جنس و كالاى مورد نظر پى برد اما با گذشت زمان شرايط فرق كرد.
در سال هاى اخير شرايطى به وجود آمد تا تلويزيون به سمت صرفه جويى در هزينه هاى توليد سريال ها پيش برود.
قرار شد سريال هاى بى محتوا، بى مضمون، آبكى و پرخرج ديگر ساخته نشود. همچنين توليد فيلم سينمايى متوقف و از افزايش توليد سريال هاى تاريخى و طولانى جلوگيرى شد.
اما به نظر مى رسد باوجود در پيش گرفتن اين سياست ها نه تنها سازمان صدا و سيما از نظر كسب درآمد و بودجه به تعادل نرسيده، بلكه اصرار در افزايش پخش آگهى تبليغاتى براى كسب درآمد بيشتر روى كيفيت برنامه هايش نيز تأثير منفى گذاشته است.
تا چندى قبل آگهى هاى تبليغاتى فقط قبل و بعد از برنامه ها و بويژه سريال ها و فيلم هاى سينمايى پخش مى شد و نهايتاً يك بار هم هنگام پخش فيلم ها روى آنتن مى رفت اما كم كم مدت زمان و تعداد پخش آگهى ها آنقدر زياد شد كه بيننده بايد با دقت خاصى برنامه مورد نظرش را پيگيرى كند تا مبادا در ميان تبليغات گم شود.
برخى از مردم معتقدند بعد از هر بار كه آگهى تبليغاتى پخش مى شود، بايد خلاصه اى از برنامه، دوباره پخش شود تا مخاطب به خاطر بياورد قبل از آگهى ها شاهد چه برنامه اى بوده است!
حجم تبليغات نه تنها هنگام پخش فيلم ها و سريال هاى تلويزيونى اختلال ايجاد مى كند، بلكه تبديل به نوعى ضد تبليغ مى شود و خاطره ناخوشايندى از كالاى مورد نظر در ذهن مخاطب به جاى مى گذارد.
خوشبختانه يا متأسفانه در اكثر برنامه ها هنگام آغاز پخش آگهى هاى بازرگانى، ابتدا مدت زمان پخش در سمت راست صفحه تلويزيون درج مى شود ولى با توجه به زمان هاى طولانى كه براى پخش آگهى ها در نظر گرفته مى شود، اكثر مخاطبان روى خوشى به آن نشان نمى دهند. به نظر مى رسد اين مسأله نه تنها از نظر مديران شبكه ها بلكه از چشم سفارش دهندگان آگهى نيز دور مانده و همه دست اندركاران توليد و پخش آگهى فقط به كميت مى انديشند و تأثير آن مورد توجه قرار نمى گيرد.
بالا بردن زمان هر نوبت پخش آگهى آن هم در ميان پخش يك فيلم يا سريال تلويزيونى پديده اى نو به شمار مى آيد، به طورى كه پيش از اين ۳۰ ثانيه تا ۲ دقيقه تبليغ در زمان پخش يك برنامه گنجانده مى شد اما در اين اواخر براى ديدن يك سريال ۴۵ دقيقه اى بايد دو تبليغ ۱۰ دقيقه اى در ابتدا و انتهاى سريال و ۳ يا ۴ تبليغ ۵ دقيقه اى را هم در ميان آن سريال تحمل كرد و در آخرين ركوردى كه تلويزيون در زمينه پخش آگهى در ميان يك سريال از خود به جاى گذاشت، پخش ۸ دقيقه و ۵ ثانيه آگهى هنگام پخش مجموعه تلويزيونى «زير تيغ» بوده است.
حالا آگهى بخش جدا نشدنى برنامه ها شده است. برنامه هاى ورزشى، علمى، مسابقات، بدون آگهى پخش نمى شود و حتى چندين بار در شبكه خبر اتفاق افتاده است كه قبل از خداحافظى گوينده اخبار تبليغات شروع شده!
جدا از طولانى بودن و تكرار مكرر تبليغات، ساده و بى فكر و بى برنامه ساخته شدن تبليغات نيز از ديگر علت هاى جذاب نبودن آن است.
اين شرايط، رسالت فرهنگى را در توليد برنامه هاى تلويزيونى از اولويت اصلى خارج مى كند.
ميزان پخش آگهى هاى بازرگانى در صدا و سيما آنقدر افزايش يافته كه رئيس جمهورى نيز در ديدار اخير از اين سازمان در بين سخنانشان از افزايش آگهى هاى تبليغاتى گله كرد و از مسئولان خواست تا حتماً چاره اى بينديشند و ميزان پخش آگهى ها را متعادل تر كنند.
به تازگى پخش ۵ يا ۶ دقيقه آگهى در ميان پخش برنامه ها بسيار عادى شده و به نظر مى رسد مديران شبكه ها چندان دنبال رقابت با يكديگر نيستند، چون دغدغه خاطرى ندارند كه بيننده هنگام پخش آگهى هاى طولانى سرگرم كار ديگرى شود يا به تماشاى برنامه شبكه هاى ديگر بنشيند و سريال يا فيلم قبلى- در حال پخش - را به كلى رها كند كه اين مسأله براى يك تلويزيون دولتى كه مهمترين هدفش توليد و پخش برنامه هاى جذاب و پر بار است، به معنى از بين بردن بودجه اى است كه با مشكلات زيادى به دست مى آيد.
در بين وسايل و شيوه هاى تبليغ، تلويزيون با ۶۵ درصد، بيشترين مخاطب را به خود جلب كرده است و بعد از آن مطبوعات با ۱۳ درصد، وسايل نقليه هفت درصد، سينما پنج درصد و راديو  با دو درصد به ترتيب بيشترين توجهات را به خود اختصاص داده اند.
نگاه كردن يا توجه به تبليغات، دليل بر تأثير گذارى مثبت آن روى مخاطب به حساب نمى آيد؛ چه بسا تبليغى كه بسيار تكرار شده اما بازدهى مناسبى نداشته است.
در سؤالى كه از ۲۶۶ نفر درباره چگونگى انتخاب برچسب (مارك) تجارى كالاى مورد نظرشان پرسيده شده، فقط ۳۷ درصد اظهار داشتند كه به وسيله «تبليغات»، كالاى مورد نظرشان را انتخاب مى كنند. ۴۱ درصد براساس تجربه و اعتماد شخصى، ۱۲ درصد كيفيت برتر كالا، هفت درصد توصيه دوستان و اقوام و يك درصد به صورت تصادفى خريد مى كنند و دو درصد دليلى اظهار نكردند.
اين مسأله قابل توجه است كه پخش آگهى تبليغاتى يكى از راه هاى كسب درآمد محسوب مى شود و در حال حاضر، بسيارى از شبكه هاى تلويزيونى و حتى تهيه كنندگان فيلم هاى سينمايى مشهور براى اينكه بتوانند تا حدودى هزينه هاى خود را تعديل كنند و گامى هم در مسير رشد صنعتى و اقتصادى جامعه خود بردارند، به شكل هاى مختلف به ارائه يك كالا يا مارك مشخص در ميان قصه خود مى پردازند كه هم تبليغ است و كسب درآمد و هم اينكه مخاطب آن را پس نمى زند.
به اعتقاد كارشناسان يكى از راه هاى پايين آوردن هزينه ها در صدا و سيما اين است كه سازمان به تهيه كنندگان فيلم ها و سريال ها اجازه بدهد در برنامه ها و فيلم هايشان كالاهايى را تبليغ كنند، به شرطى كه بودجه كمترى از سازمان دريافت كنند.
در اين زمينه مى توان به تبليغات گسترده و در عين حال معمول موبايل، اتومبيل، ساعت، لباس، كفش و كيف در آثار مختلف تصويرى اشاره كرد كه به شكلى زيركانه و در عين حال مؤثر و تصويرى ارائه مى شود.
كارشناسان مى گويند وقتى تبليغات به صورتى كه اكنون معمول است، پخش شود، نه تنها مخاطب را جذب نمى كند بلكه باورهاى غلطى از جمله «دروغ بودن» را در اذهان آنان شكل مى دهد. به اعتقاد صاحبنظران دروغ به عنوان ويژگى اصلى تبليغات در مباحث مفهومى زيادى ديده مى شود. مخالفان تبليغات، وقتى با حجم گسترده آگهى ها مواجه مى شوند، آن را تلاشى براى اشاعه افكارى فاقد حقيقت و دقت و مخدوش كردن واقعيت ها مى دانند و هنر تبليغات را نوعى كلك لفظى و پشت هم اندازى ذكر مى كنند كه باعث مى شود افراد دچار توهم شوند و آن را حقيقت تصور كنند.
اگر تبليغاتچى ها- از جمله صدا و سيما- در كثرت آگهى ها به چيزهايى كه مى گويند، اعتقاد نداشته باشند، راه ها و اهداف واقعى تبليغ فراموش خواهد شد. به قول «الول» تبليغاتچى واقعى بايد مثل جراح، خونسرد و دقيق باشد. به هر حال روالى كه هم اكنون در تلويزيون رايج است، نه تنها مخاطبى را جذب نمى كند، بلكه باعث رويگردان شدن بينندگان از برنامه ها نيز مى شود.
يك پيشنهاد قابل توجه اين است كه آگهى دهندگان دست به يك نظرسنجى عمومى بزنند تا متوجه شوند كه تبليغ كم اما مؤثر بهتر از تبليغ زياد و ضد تبليغ است.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 13:16  توسط حجت سلیمی  | 

ترجمه در دنياي تبليغات

شناساندن يك محصول در يك بازار جديد با به كارگيري سياست‌هاي تبليغاتي آن بازار، دشواري‌هاي خاصي را به همراه دارد و نيازمند درك دقيقي از فرهنگ، زبان و نوع نگاه و زندگي مردماني است كه در آن بازار حضور دارند.

گاهي حتي برگرداندن نام كالا يا انتخاب يك نام يا لفظ جديد، به دليل بي‌توجهي به تفاوت‌هاي زباني و فرهنگي، بسياري از شركت‌هاي بزرگ بين‌المللي را در بازار جهاني با مشكل مواجه كرده است. به چند نمونه از اين مشكلات كه براي چندين شركت بنام و معتبر دنيا به وجود آمده توجه كنيد:

) نام «كوكاكولا» براي اولين بار در كشور چين، با لفظ «ك - كو - ك - لا»  (Ke-Kou- Ke- La)  معرفي و به سرعت كار تبليغات بر روي اين محصول در اين بازار بزرگ آغاز شد. غافل از آن كه مفهوم اين عبارت در زبان چيني «اسب مادهء واكس‌زده» است. شركت كوكاكولا پس از مدتي از اين موضوع آگاه شد و از ميان _40 هزار حروف الفباي زبان چيني، عبارت «ك - كو - ك - ل»  _(Ko- Kou - Ko- Le)  به معناي لغوي «لذت در دهان» را برگزيد.وقتي نوشابهء پپسي به تايوان وارد شد، شعار تبليغاتي «سرزندگي با نسل پپسي»، به اشتباه به صورت «پپسي نياكان مردهء شما را به زندگي برمي‌گرداند» ترجمه شد.

)هنگامي كه شركت جنرال موتورز آمريكا، براي اولين بار اتومبيل شورلت «نوا» را به آمريكاي جنوبي وارد كرد، آگاه نبود كه واژهء «نوا»  (No Va)  در اين قسمت از آمريكا به معناي «بي‌حركت» يا «وسيله‌اي كه راه نمي‌رود» به كار مي‌رود.به محض آگاهي از اين موضوع، شركت جنرال موتورز نام اين محصول را در بازار مربوطه به «كاراييب» تغيير داد.

‌)‌ يك توليدي تي‌شرت در ميامي آمريكا، براي بازار اسپانيا پس از ديدار پاپ از اين كشور، تي‌شرت‌هايي توليد كرد كه روي سينهء آن‌ها شعار «من پاپ را ديدم» به زبان اسپانيايي چاپ شده بود. اما از آن‌جا كه احتمالاً طراح مربوطه در اين توليدي به زبان اسپانيايي مسلط نبود، معناي اين شعار به اسپانيايي «من سيب زميني را ديدم» از آب درآمد! چرا كه معادل كلمهء انگليسي « Pope » در زبان اسپانيايي « Papa » است كه معناي سيب‌زميني هم مي‌دهد.    

)همين اشتباه واژه‌اي، براي شعار تبليغاتي «آب معدني شوئپس» به وجود آمد كه به بازار ايتاليا وارد شده بود; اين شعار به زبان ايتاليايي «آب دستشويي شوئپس» ترجمه شد.

) شعار تبليغاتي سيگار آمريكايي سيلم، «سيلم - احساس آزادي»، در ابتداي ورود به بازار كشور ژاپن اين‌گونه ترجمه شد: «وقتي سيگار مي‌كشيد، احساس مي‌كنيد آن‌قدر تازه شده‌ايد كه فكرتان آزاد و خالي شده

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:44  توسط حجت سلیمی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:38  توسط حجت سلیمی  | 

چند روش مطمئن برای فراری دادن مشتری!

رفتارهای نسنجیده برخی از فروشندگان سبب فرار مشتری و از دست دادن فروش می شود. اگر شما هم از این دسته فروشندگان هستید، از کارهای زیر غفلت نکنید!

1- قبل از آنکه نیازهای مشتری را بشناسید، شرح مبسوطی در باره شرکت
خودتان بدهید!

من فروشندگان متعددی را از صنوف مختلف دیده ام که قبل از توجه به نیازها و خواسته های مشتری مدتها وقت او را می گیرند تا در باره عظمت شرکت خود، سوابق طولانی آن و طرحهای متعددی که در دست انجام دارد، توضیح دهند. در حالی که مشتری قبل از هر چیز می خواهد بداند آیا شما می توانید به خواسته های او پاسخ دهید؟ فراموش نکنید که فقط بعد از این مرحله ممکن است مشتری علاقمند به دریافت اطلاعات بیشتر ( در باره شرکت شما ) باشد. تبلیغات ایران

2- به حرف مشتری گوش ندهید!
برخی فروشندگان، بدون توجه به سئوالهای مشتری، می ‌کوشند به هر ترتیب کالاها وخدمات خود را به وی قالب کنند.! اگر به سئوالات مشتری گوش نمی دهید بی جهت وقت تلف می ‌کنید. فروشندگان خوب، ضمن گوش دادن به صحبتها و سئوالات مشتری، یادداشت برمی دارند، توضیح می خواهند و در پایان هر ملاقات جمع بندی گفتگوها را به وی عرضه می کنند. این کار به شما امکان می دهد پیشنهادی عرضه کنید که با خواسته، سلیقه و شرایط مشتری متناسب باشد. تبلیغ هدفدار

3- در باره ویژگیهای کالا و خدمات خود غلو کنید!
 یکبار با فروشنده ای دیدار کردم که ادعا می کرد برنامه آموزشی شرکت او بی نظیر است، وقتی از او توضیح خواستم به موردی اشاره کرد که در برنامه همه شرکتهای مشابه وجود داشت و هیچکدام نیز آنرا به رخ مشتری نکشیده بودند. این فروشنده بلافاصله اعتبار خود را نزد من از دست داد و همه رشته هایی که بافته بود پنبه شد. روش تبلیغات

4- پرحرفی کنید!
 فروشندگان خبره از اهمیت سکوت آگاهند و بخوبی می دانندکه چگونه از آن استفاده کنند. متاسفانه بسیاری از فروشندگان، از فرط پر حرفی، از این نکته غافلند که باید به مشتری فرصت تفکر و ابراز نظر داد. یکبار، که با فروشنده ای پر حرف طرف بودم، در حالیکه قلبا" تمایل به خرید داشتم مدت کوتاهی سکوت کردم تا جمله مناسبی برای بیان موافقت خود بیابم. سپس با گفتن "خیلی خوب" موافقت خود را به او اعلام نمودم. فروشنده که همچنان سرگرم سخنان دور و دراز خود بود بدون توجه پاسخ داد: اگر می خواهید راجع به آن فکر کنید عجله ای در کار نیست". من،که با شنیدن این سخن گویی نجات یافته بودم، بلافاصله از معامله منصرف شدم و با او وداع کردم. بی شک او دهها فرصت دیگر را به همین ترتیب از دست داده است. طراحی بنر تبلیغاتی

ممکن است بگوئید این اشتباهات خیلی ابتدایی است و معتقد باشیدکه امکان ندارد شما مرتکب آنها شوید؛ من می خواهم نوعی دیگر بیاندیشید، پس لطفا" به این مثال آخر هم توجه کنید: به مناسبت شغلم با مدرسی که دوره های فروش را برگزار می کند صحبت می کردم. او 15 دقیقه در باره مشخصات این کلاسها و فواید آن برای فروشندگان توضیح داد و به من گفت که این دوره به آنها می آموزد که چگونه سئوالات خود را به درستی مطرح کنند و به پاسخها گوش فرادهند. بعلاوه مدعی بود که شخصا" افزایش بازدهی دانش آموختگان این دوره ها را دیده است. هر چند من با مفهوم کلی موثر بودن این نوع آموزشها موافقم،‌ اما جدا" در توانایی او برای تدریس این دوره ها شک کردم. چرا؟ به این علت که او عملا" اهداف این دوره ها را به کار نمی بست؛ در واقع بیشتر وقتی را که در این ملاقات در اختیار داشت صرف توضیحات خود کرد و چیزی در باره نیاز های من نپرسید! بنا براین من چطور می توانستم به ادعاهای او، که خود نمونه واعظی غیر متعظ بود، اعتماد کنم؟  مشتری و تبلیغ
در خاتمه بار دیگر تاکید می کنم که: به نیازها و خواسته های مشتریان خود کاملا توجه کنید و برای وقت آنها ارزش بیشتری قائل باشید. مطمئنم که در این صورت احتمال معامله و رسیدن به منافع مشترک بسیار افزایش می یابد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:21  توسط حجت سلیمی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 0:35  توسط حجت سلیمی  | 

 چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد   

   من نه انم که زبونی کشم از چرخ فلک       

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 14:23  توسط حجت سلیمی  | 

تبلیغات آنلاین در انگلستان سه برابر تبلیغات رادیویی

بازار تبلیغات آنلاین انگلستان در سال گذشته‌ میلادی به دومیلیارد و ۴۸۰ میلیون دلار رسید كه این مقدار سه برابر بازار تبلیغات رادیویی دراین كشور است به گزارش سرویس فن‌آوری اطلاعات خبرگزاری دانشجویان ایران‌، بر اساس گزارش سالیانه‌ از بازار ارتباطات در انگلستان، اینترنت پس از روزنامه‌ و تلویزیون، سومین بازار بزرگ تبلیغات به شمار می‌رود تبلیغات آنلاین با توجه به مزایایی كه دارد،‌ در سال‌های گذشته از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است. افزایش روز افزون شمار كاربران اینترنت در انگلستان موجب شده تا بسیاری از تاجران سعی كنند تبلیغات خود را به این رسانه‌ فراگیر معطوف كنندبه طور كلی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵، استفاده از رادیو در انگلستان، هفته‌ای ۳۴ دقیقه كاهش پیدا كرده است و در مقابل استفاده از اینترنت در این جامعه، هفته‌ای ۱۹ دقیقه رشد داشته است، این در حالی است كه رشد تماشای تلویزیون در هفته، ۱۱ دقیقه‌ گزارش شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 8:50  توسط حجت سلیمی  | 

یک آگهی خوب بسازیم


بسیاری از آگهی‌ها و صفحات وب موفق با پیروی از فرمول آیدا (AIDA) تهیه و تنظیم می‌شوند،که بر اساس آن آگهی باید
1- توجه بیننده را جلب کند
2- رغبت و کشش ایجاد نماید
3- آرزو یا خواست بیافریند
4- به کنش یا عمل منجر شود
متاسفانه در اغلب موارد طراحان آگهی فقط به بخش اول این فرمول بها می دهند، یعنی می‌کوشند به کمک حروف درشت یا با دوز و کلکهای تصویری توجه بیننده را جلب کنند
. بسیاری از وب سایتها هم با گرافیک پر زرق وبرق و نوشته‌ها و تصاویر چشمک‌زن و تند از همین روش پیروی می‌کنند . این کارها مثل آنست که به طرف مشتری برویم، به صورتش زل بزنیم، شانه هایش را دو دستی بگیریم و به شدت تکان دهیم. به اینصورت توجه مشتری را جلب می کنیم، اما باید ازخود بپرسیم از ما خرید هم خواهد کرد؟ پس جلب توجه فقط قسمتی از کار است، نه همه آن!
اکنون خوب گوش کنید تا روش موثرتری را برای تبلیغ به شما معرفی کنم . . . روش درستی که در بیننده رغبت و کشش ایجاد می‌کند و به فروش ختم می‌شود. رمز کار این است‌:
آگهی خود را مثل یک گزارش کوتاه تنظیم کنید. به آن صورت کلیشه ای ندهید. از گرافیک پر زرق و برق، حروف کج و معوج، اشکال عجیب و غریب . . . یا هر چیز دیگری که برای بردن جایزه گرافیک تهیه شده است، دوری کنید!
به بهترین حالت ممکن بیاندیشید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* واژه آیدا (
AIDA) ترکیبی اختصاری، متشکل از حروف اول کلمات انگلیسی Attention, Interest, Desire, Action است . تبلیغ

بهره مندی بیشتر از تبلیغات با بنر
گه گاه در رسانه های مختلف به اظهار نظرهای نادرست و حتی مغرضانه ای برمی خوریم که اثربخشی بنرهای تبلیغاتی را مورد سئوال قرار می دهند!  هر چند تبلیغات از طریق بنر تنها راهکار تبلیغ نیست و این روش هم مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارد، ولی تجربه نشان می دهد که استفاده هوشمندانه از بنر بویژه در معرفی نام تجاری (برند) و پیشبرد فروش بسیار موثراست.
بر اساس  آمار سازمان بین المللی تبلیغات
( IAB  )،‌ در سال 2000 میلادی، تبلیغات از طریق بنر 47٪ کل تبلیغات آنلاین را تشکیل داده است. بویژه اگر توجه کنیم که رقم کل تبلیغات آنلاین در این سال 2/8 میلیارد دلار بوده، بیشتر به اهمیت این نوع تبلیغات پی می بریم. 
بنابراین تبلیغات از طریق بنر می تواند و می بایست بخشی از استراتژی تبلیغاتی شما باشد، به شرط آنکه به این موارد توجه کنید: تبلیغات اینترنتی

الف- برای بنرهای خود پیامهای جذاب و کوتاه تهیه کنید
بنرهای تبلیغاتی با بیلبوردهای خیابانی قابل مقایسه اند.این آگهیها باید نظر بیننده را به مدتی کوتاه جذب
کنند. بنرخواه در بالای صفحه باشد، یا در وسط و کناره های آن، باید با چند کلمه یا تصویر مختصر پیام خود را انتقال دهد. این آگهی ها بخصوص در معرفی نام و مارکهای تجاری بسیار موفق عمل می کنند، زیرا نامها یا تصاویر کوتاه  بخوبی در ذهن جای می گیرند. تبلیغ اینترنتی

ب- اطمینان یابید که بنرها مخاطب را به جای درستی هدایت می کنند.
  اگر از بنر برای معرفی سایت خود استفاده می کنید، قابل قبول است که مخاطبان را به صفحه اصلی(
home page) سایت بفرستید.  اما بنرهایی که برای پیشبرد فروش و ارائه پیشنهادات خاص طراحی شده اند، ممکن است باهدایت مخاطبان به صفحه اصلی سبب سردرگمی ایشان شوند. در این موارد، بخصوص اگر پیام یا راهنمای تصویری مناسبی برای هدایت این بازدید کنندگان در صفحه اصلی پیش بینی نکرده باشید، احتمالا آنها را از دست خواهید داد.
بنابراین، بجای آنکه مخاطب را به صفحه اصلی سایت بفرستیم، بهتر است او را مستقیما" به صفحه ای که
برای پیشبرد فروش طراحی شده ـ و بنر ها را به آن مرتبط ( لینک ) کرده ایم – هدایت نمائیم. در این صفحه باید محصول یا پیشنهاد خود را به صورت مشروح معرفی کنیم و از مخاطب بخواهیم که با پر کردن فرم محصول را سفارش دهد یا با ما تماس بگیرد. به این ترتیب اگر مخاطب فرم را هم پر نکند، مطمئن هستیم که پیام ما را دریافت کرده است. تبلیغات آنلاین

ج- تبلیغات خود را هدفگیری کنید.
 منظور از تبلیغات هدفگیری شده، پیام رسانی به مخاطبانی است که دارای علائق  مشترک شغلی، تخصصی، هنری، ورزشی و امثال آن هستند. در تبلیغات از طریق بنر این گروهها را می توان با دسته بندی سایتهای نمایش دهنده آگهی از یکدیگر تفکیک کرد، بطوریکه هر آگهی برای گروه خاصی از مخاطبان پخش شود. نا گفته پیداست که به این ترتیب هزینه ها کاهش و بازدهی تبلیغات به میزان درخور توجهی افزایش می یابد. تبلیغات هدفگیر

د- تبلیغات خود را با گروههای کوچک محک بزنید.
یک وجه امتیاز یا زیبایی تبلیغات اینترنتی این است که با هزینه ناچیزی می توانید آگهی های خود را با گروه
کوچکی از مخاطبان بیازمائید. همچنین می توانید بنرهایی با شکلها، رنگها، متنها و اندازه های مختلف تهیه و اثر بخشی آنها را با هم مقایسه کنید. با کمی دقت و حوصله می توانید پیشنهاد های فروش را بگونه‌ای تنظیم نمائید که با خصوصیات وعلائق گروهی مخاطبان سازگارتر شده و بیشترین نتیجه را به بار آورد.
 در ایران متوسط هزینه نمایش 1000 بنر در حدود 1200 تومان است، که رقم بسیار کمی است و امکان هر نوع آزمایشی را فراهم می کند. این آزمایشها اطلاعات فراوانی به آگهی دهنده می دهد که ارزش آن دهها و گاه صدها برابر هزینه های مربوطه است. حتی می توانید هزینه و اثر بخشی تبلیغات بنر را، برای کالا یا خدمات مورد نظر، با سایر انواع تبلیغات سنتی و اینترنتی مقایسه کنید. در این صورت ملاحظه خواهید کرد که تبلیغات بنر در مورد بسیاری از محصولات ارزانتر تمام می ‌شود و نتیجه بهتری دارد. درآمد اینترنتی

ه- بخشی از استراتژی کلی تبلیغات خود را به بنر اختصاص دهید.
تبلیغات معمولا وقتی بیشترین نتیجه رابه بار می آورد که از رسانه ها و روشهای مختلف برای رساندن پیام
به مخاطب استفاده کنیم. سازمانها و شرکتهای بزرگ و با سابقه  این مطلب را می دانند و می کوشند پیامهای خود را با رسانه های مختلف به مخاطبان برسانند. این شرکتها معمولا" از رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات، تبلیغات محیطی‌ ( پوستر، بیلبورد، اتوبوس،...) بخوبی استفاده می کنند و در سالهای اخیر روشهای مختلف تبلیغات آنلاین را هم به این مجموعه افزوده اند.
اگر بودجه شما کفاف تبلیغ در رسانه های گرانقیمت را نمی دهد، از سایر انواع تبلیغات آنلاین استفاده کنید.
درج آگهی در خبرنامه های آنلاین و ارسال ای میلهای تبلیغاتی از نمونه هائی است که درکنار تبلیغات بنر می تواند به شما کمک کند. بنرهای تبلیغاتی

و- درطراحی بنر از گرافیک، انیمیشن، و سایر جلوه های بصری بهره بگیرید.
ترکیب بندی، رنگ، نور، حرکت، حروف و خطوط زیبا اثر محسوسی بر جلب توجه بینندگان و موفقیت بنرهای
شما دارد. نثر زیبا و روان ( که پیشتر به آن اشاره شد) نیز در ترکیب با این عوامل اثرگذارتر میشود. این مجموعه ممکن است مدتها در ذهن بیننده بماند و به اهداف آگهی دهنده کمک کند.
برای طراحی بنر ها از افراد متخصص و با تجربه استفاده کنید. هزینه طراحی بنر رقم درخور توجهی نیست اما
اثر مهمی بر تبلیغات شما دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 8:44  توسط حجت سلیمی  | 

تقویت تاپیر تبلیغات در وب

تقویت تاثیر تبلیغات در وب

مراجعین وب هدفمند هستند و به تبلیغاتی که به هدف آنها مربوط نشود، توجهی نمی کنند. برای موفقیت، آگهی ها باید با اهداف و آنچه در ذهن کاربران است، هماهنگ باشد.

دلایل مختلفی برای عدم موفقیت تبلیغات روی وب وجود دارد. اما این موضوع زمانی قابل توجه است که آگهی به موضوع مورد علاقه کاربر مربتط باشد و باز هم شکست بخورد. چرا این اتفاق می افتد؟

برای شروع باید علل موفقیت تبلیغات متنی در موتورهای جستجو را بررسی کنیم.
هر کاربری به دنبال یک هدف است – ممکن است دنبال اطلاعاتی درباره دوربینهای دیجیتال باشد یا بخواهد کتابی خریداری کند. در هر صورت، توجه کاربر کاملا به مسائلی معطوف است که به نحوی او را به هدف خود می رساند.
هنگامی که کاربر عنوانی برای جستجو وارد می کند، موتور جستجو آگهی هایی را که مستقیما مربوط به موضوع جستجو باشد، برمی گرداند. بنابراین کاربران آنها را مشاهده و دنبال می کنند. حتی این گونه آگهی ها موثرتر از نتایج دیگر جستجو هستند زیرا نشان دهنده اعتبار تبلیغ کننده و علاقه او به جذب مشتریان است.

نشانه گرفتن اهداف کاربر
متوجه شدیم که رمز موفقیت تبلیغات مطابق بودن آن با اهداف کاربر است. برای رسیدن به این مقصود، آگهی های متنی روش موثری است. تبلیغات گرافیکی نگاه بیننده را به خود جذب می کند. اما تبلیغات هدفمند تضمینی برای جلب توجه و ذهن بیننده است. بنابراین باید مسائل جانبی و نمایشی نامربوط را کنار بگذارید و بسیار صریح موضوع فروش خود را به اطلاع بیننده برسانید. البته به همراه یکی لینک به صفحه ای که اطلاعات جزئی درباره محصولات در آن قرار دارد. انتظار انتقال تمام اطلاعات از طریق یک آگهی بسیار غیر منطقی است و کسانی که سعی دارند مطالب زیادی را به زور در یک تبلیغ کوچک بگنجانند، منافع ابرمتنها را از دست می دهند.
آگهی هایی که در مواقع مختلف ناگهان ظاهر می شوند یا تبلیغ در سایتهای خبری و دیگر سایتها بسیار وسوسه کننده است اما با این کارها موفق نمی شوید زیرا در راستای هدف بیننده پیش نمی روید. کاربران اکنون می خواهند خبری را مطالعه کنند یا مشغول هر کار دیگری هستند که به خاطر آن به سایت آمده اند و تبلیغات در این زمان حتی اگر کشش زیادی داشته باشند، مورد توجه واقع نمی شوند.
و هنگامی که کار آنها به اتمام می رسد و آماده دریافت تبلیغات هستند، آن آگهی ها دیگر وجود ندارند.

مزایای ثبات
بسیاری مواقع پیش آمده است که مشغول انجام کاری روی سایت هستیم و متوجه آگهی جالبی می شویم. این اتفاق معمولا در زمانهای مرده ای که منتظر باز شدن صفحه جدیدی هستیم پیش می آید. یک پیغام روانی در ذهن ما ایجاد می شود که برگردیم و آن را ببینیم. اما حدس بزنید چه اتفاقی افتاده است؟ در برگشت آگهی دیگری در آن محل قرار دارد و این مغایر با یکی از اصول اولیه طراحی مناسب است : ثبات.

مکینتاش در سال 1984، به طراحان توصیه کرد که اطلاعات را به طور ناگهانی از کاربران نگیرند. این مسئله مصداقهای متفاوتی دارد، ذهن کاربران در صورت مواجه شدند با ظاهر متفاوت یک صفحه مغشوش خواهد شد.
مثلا زمانی که در حال خواندن روزنامه هستید، صفحه ها را برمی گردانید و داستان را دنبال می کنید و ناگهان چشمتان به آگهی جذابی می افتد به احتمال زیاد به خواندن خبر ادامه می دهید اما پیامی در ذهنتان حک می شود که بعدا برگردید و آنرا ببینید. در برگشت هنوز هم آگهی در محل قبلی وجود دارد.

وب سایتها هم باید به همین ترتیب عمل کنند. نباید میان کار مردم مزاحم آنها شد. باید به نحوی به آنها امکان داد تا بعدا به آن مراجعه کنند. حتی اگر از آن صفحه خارج شده باشند. مثلا می توان در محل مخصوص تبلیغات دکمه ای قرار داد که ده آگهی آخر را نمایش دهد. ما پیش گویی می کنیم که با این کار موفقیت آگهی ها افزایش می یابد. این راهکار شبیه روشی است که در صفحات اصلی سایت استفاده می شود و آرشیوی از رویدادهای اخیر سایت در آن تشکیل می شود.

متاسفانه اکثر وب سایتهای کنونی راه اشتباهی را برای تبلیغات طی می کنند و هر روز حجم آنها را بیشتر و آزاردهنده تر می کنند. حرکت در خلاف جهت اصلا راه عاقلانه ای نیست.

آیا می خواهید آگهی شما مؤثر باشد ؟
در سایتی که خوب طراحی شده آگهی بدهید. از منافع ابرمتنها غافل نشوید. و از همه مهم تر به مسائل روانشناسی بینندگان دقت کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 8:38  توسط حجت سلیمی  | 

من تا ۱۰ بیشتر نمیتوانم بشمارم و تو زیاد هستی مثلا ۲۰
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:56  توسط حجت سلیمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:30  توسط حجت سلیمی  | 

خسرو و شیرین

گذری بر حماسه عاشقانه خسرو و شیرین

عاشق شدن فرهاد بر شیرین

زندگی عاشقانه خسرو و شیرین بر اساس زندگی پر فراز و نشیب شاهنشاه ساسانی و شیرین شاهزاده ارمنی رقم خورده است . خسروپرویز در سال 590 میلادی تاجگذاری نمود و رسما شاهنشاه ایران شد . اتفاقات بسیاری در طول حکومت وی رخ داد که در این مکان نمی گنجد ولی زندگی زناشویی این پادشاه حماسه ای را در کشور ما رقم زد که امروزه نیز جای خود را در تاریخ ما به شکل زیبایی حفظ کرده است . بسیاری از بزرگان شعر و ادب و تاریخ ایران پیرامون این حماسه سروده های را از خود به جای گذاشتند تا نسلهای آینده از آن بهره ببرند . همچون فردوسی بزرگ - نظامی گنجوی - وحشی بافقی و چند تن دیگر از بزرگان

نکته جالب این ماجرا در این است که مادر شیرین که شهبانوی ارمنستان بوده به دختر خویش در این مورد هشدار می دهد که از جریان ویس و رامین عبرت بگیرد و آن را تکرار نکند . ماجرا در بسیاری وقایع همچون ویس و رامین در صدها سال قبل از خسرو و شیرین است . فردوسی می فرماید خسرو فرزند هرمزد چهارم از دوره کودکی از خصایص برجسته ای برخوردار بود . وی پیکری ورزیده و قامتی بلند داشت . از دیدگاه دانش و خرد و تیر اندازی وی بر همگان برتری داشت . به گفته تاریخ نگاران او می توانست شیری را با تیر به زمین بزند و ستونی را با شمشیر فرو بریزد . در سن چهارده سالگی به فرمان پدرش وی به فیلسوف بزرگ ایرانی بزرگمهر ( به زبان تازی بوذرجمهر) سپرده شد . خسرو شبی در خواب پدر بزرگ اندیشمند و فریهخته خود انوشیروان دادگر را به خواب دید که به او از دیدار با عشق زندگی اش خبر می داد و اینکه به زودی اسب جدیدی به نام شبدیز را خواهد یافت که او از طوفان نیز تندرو تر است . سپس او را از نوازنده جدیدش به نام باربد که میتواند زهر را گوارا سازد آگاهی داد و اینکه به زودی تاج شاهنشاهی را بر سر خواهد گذاشت

فردوسی بزرگ

ز پرویز چون داستانی شگفت

ز من بشنوی یاد باید گرفت

که چونان سزاواری و دستگاه

بزرگی و اورنگ و فر و سپاه

کز آن بیشتر نشنوی در جهان

اگر چند پرسی ز دانا مهان

ز توران و از چین و از هند و روم

ز هر کشوری که آن بد آباد بوم

همی باژ بردند نزدیک شاه

برخشنده روز و شبان سیاه

فرتوری از بانوان راستین ایران زمین از نژاد کهن و جاودانه آریایی - اوج عرفان و هنر ایرانی در این تصویر مشاهده می شود

روزی خسرو از دوست خویش شاهپور که هنرمندی شایسته بود درباره زنی به نام مهین بانو در قلمرو حکومتی ارمنستان که جزوی از خاک ایران بوده است سخنهایی می شنود . از دختر زیبایش شیرین می شنود که شاهزاده ای برجسته و با کمالات است . شاهپور وی را به خسرو پیشنهاد میکند و خسرو که از تمجید های وی شگفت زده شده بود پیشنهاد وی را می پذیرد . روزی شاپور تصور نقاشی خسرو را به ارمنستان می برد و در حکم دوست نقش واسطه را برای خسرو ایفا میکند . شیرین نیز با نگاهی به فرتور با ابهت خسرو عاشق و دلباخته وی می شود . شاپور حلقه ای را با خود برده بود تا در صورت پاسخ مثبت از شاهزاده آن را به وی تقدیم کند و چنین نیز کرد و شیرین را به تیسپون مدائن در بغداد امروزی که پایتخت ساسانی بود دعوت نمود . شیرین روزی به بهانه شکار از مادر درخواست اجازه نمود و با اسبی تندرو به نام شبدیز همراه با یارانش راهی تیسفون می گردد . در میان راه به دریاچه ای کوچک ( به نام سرچشمه زندگانی ) برخورد میکند و از فرط خستگی همانجا توقف میکند . شیرین برای خنک کردن خویش لباسهایش را از تن بدر میکند و برای شنا راهی آب میگردد . به گفته مورخین چهره شیرین و اندام وی چنان زیبا و محسور کننده بوده که چشمان آسمان پر از اشک می شده است . شیرین در روزگار خویش در زیبای چهره و اندام سرآمد روزگار خود بود و نمونه بارزی از یک زن ایرانی از نسل آریا 

در این میان خسرو که در تیسفون درگیری شخصی به نام بهرام چوبین بود ( بهرام از سرداران به نام ایران بود که برای گرفتن تاج و مقام بر ضد شاه شورش کرده بود و سکه هایی به نام خود ( بهرام ششم ) ضرب کرده بود . ) به اندرز بزرگ امید یا بزرگمهر پایتخت را برای مدتی ترک میکند . به همین به یارانش در تیسپون می سپارد که اگر شیرین شاهزاده ارمنستان به دیدار وی آمد از او به مهربانی پذیرایی کنند . خسرو پس از این وقایع سوار بر اسب خویش تیسفون را به همراه سپاهی بزرگی با درفش کاویانی به دست ترک میکند و از قضای روزگار خسرو به همان منطقه ای می رسد که از نظر سبزی و زیبایی بر دیگر مناطق برتری داشته است و شیرین نیز همانجا با بدن عریان مشغول آب تنی بوده است . شیرین با خود اندیشه میکند که این شخص چه کسی می تواند باشد که چنین احساساتی را در وی بوجود آورده است بیگمان تنها خسرو است که مرا گرفتار خویش کرده است . ولی از طرفی خسرو شاه شاهان - شاه ممالک بزرگ ایران چگونه ممکن است با چنین لباس و ظاهری عادی در دشت ها و مزارع حاضر شود . پس لباس خویش را بر تن میکند و بر سوار بر اسپ خویش میگردد و دور می شود . خسرو نیز که تصویر وی را توسط شاپور دیده بود او را شناخت و دقایقی که مهو زیبایی شیرین شده بود او را از دست داد و هنگامی که در پی او جستجو کرد وی را نیافت . خسرو اشکی از دیدگانش فرو می ریزد و خود را سرزنش میکند و به راه خود ادامه می دهد

فردوسی بزرگ 

چنان شد که یکروز پرویز شاه

همی آرزوی کرد نخچیرگاه

بیاراست برسان شاهنشهان

که بودند ازو پیشتر در جهان

چو بالای سیصد ب زرین ستام

ببردند با خسرو نیکنام

همه جامه ها زرد و سرخ و بنفش

شاهنشاه با کاویانی درفش

چو بشنید شیرین که آمد سپاه

بپیش سپاه آن جهاندار شاه

یکی زرد پیراهن مشکبوی

بپوشید و گلنارگون کرد روی

شیرین نیز به پایتخت ایران رسید و خود را به دربار معرفی نمود . زنان دربار که از زیبایی او شگفت زده شده بودند وی را احترام گذاشتند و او را راهنمایی کردند . شیرین پس از ساعتی متوجه آشوبهای پایخت می شود و از اطرافیان می شنود که خسرو به همین منظور دربار را ترک کرده است . در این لحظه متوجه می شود که شخصی که در میان راه در حال آبتنی مشاهده کرده بود کسی نبوده جز خسروپرویز معشوقه خود

در همین حال خسرو به ارمنستان رسید ( ارمنستان یکی از شهرهای ایران بود که خودش شاهی داشت و شاه آنجا زیر نظر شاه شاهان ایران بود ) و به دیدار مهین بانو شهبانوی ارمنستان رفت و در کنار وی شرابی نوشید و از فقدان شیرین ابراز ناراحتی نمود . خسرو پس از چند روز اقامت در ارمنستان پیکی از تیسپون دریافت میکند که بزرگان ایران برای وی نوشته بودند . متن نامه حکایت از آن داشت که پدر خسرو ( هرمزد ) درگذشته است و حال تاج و تخت کشور در انتظار اوست . خسرو راهی تیسپون می شود و پس از رسیدن به آنجا مشاهده میکند که شیرین تیسفون را ترک کرده است . شیرین نیز پس از مدتی به ارمنستان باز میگردد تا با خسرو دیدار کند ولی هر دو در یک روز ترک مکان کرده بودند و موفق به دیدار یکدگیر نشدند 

در این میان بهرام چوبین از وقایع عاشق شدن خسرو بر شیرین آگاه می شود و در ایران شایع می کند که شاهنشاه از عشق وی دیوانه شده است و توانایی اداره کشور را ندارد . پس از چنین شایعاتی شورشهایی بر ضد شاه صورت میگیرد و بر اثر همین شایعات خسرو با مشورت بزرگان ایران پایتخت را دگر بار ترک میکند و راهی آذربایجان و سپس ارمنستان میگردد و در همانجا با معشوقه خود دیدار میکند . وقایع این دو دلداده باعث میگردد که مادر شیرین ( مهین بانو ) به دخترش تذکر بدهد که یا بایستی به همسری وی دربیایی یا وی را ترک کنی . مادر بار دگر شیرین را از راهی که ویس رفت بر حذر می دارد و به عواقب غیر اخلاق آن هشدار میدهد ولی او نمی دانست که دست روگاز دقیقا همان ماجرا را باردیگر رقم می زند و او نمی تواند مانع از وقوع آن شود . خسرو نیز از سخنان آنان آگاهی یافت و این امر مایه کدورت هایی بین آنان شد که در نهایت با سخنانی تند خسرو آنان را ترک میکند و راهی قسطنطنیه ( در استانبول ترکیه کنونی ) شد . خسرو آنجا از ارتش بیزانس درخواست یاری کرد تا شورش غاصب تاج و تخت بهرام چوبینه را خاموش کند . برای این امر مجبور به گزیدن مریم - دختر امپراتور روم به همسری شد تا پیمان خانوادگی خود را با امپراتور مستحکم کند و از او درخواست ارتش کند . پس از درگیری میان بهرام چوبین و خسرو بهرام شکست میخورد و به چین می گریزد 

پس از آرام شدن پایتخت و تاجگذاری پادشاه - خسرو باردگیر به اندیشه معشوقه خود می افتاد و برای همین امر به نوازندگان مشهور خود نکسیا و باربد فرمان میدهد سرودها و موسیقی هایی را در ستایش این عشق جاودانه بنوازند . در این میان مادر شیرین میهن بانو که شاه ارمنستان بود با زندگی بدرود حیات میکند و تاج شاهی به شیرین دختر وی می رسد . ولی در این برهه از زمان شخصی به نام فرهاد که به فرهاد سنگ تراش مشهور بود وارد جریان می شود . روزی که شیرین در شکار بود با فرهاد رودر روی می شود و فرهاد ناخواسته عاشق و دلباخته شیرین می شود و از زیبایی او حیران می گردد . فرهاد برای رسیدن به شاهزاده ارمنی دست به هر کاری می زد و این تلاشهای در نهایت به خسرو گزارش شد . خسرو در مرحله نخست با او سخن گفت و کوشش کرد که وی را از ادامه این راه منصرف نماید . ولی فرهاد نپذیرفت . خسرو کیسه های طلا و جواهراتی را به او هدیه داد تا اندیشه شیرین را از یاد ببرد . ولی فرهاد هیج یک از این پاداشها را نمی پذیرد . در نهایت خسرو مجبور به دادن فرمانی می شود که شاید فرهاد را منصرف کند . خسرو به فرهاد می گوید که اگر میخواهی به شیرین برسی بایستی شکافی بزرگ در کوه بیستون در کرمانشاهان ایجاد کنی تا کاروانها بتوانند از آن عبور کنند . فرهاد این کار غیر ممکن را به شرطی می پذیرد که خسرو دست از شیرین بردارد . فرهاد شروع به کندن بیستون میکند . شیرین روزی برای فرهاد شیر تازه می آورد تا خستگی را از تن بدر کند . ولی در هنگام بازگشت اسبش از پای می افتد و هلاک می شود . فرهاد از این امر آگاهی می یابد و شیرین را بر دوش می گیرد و شاهانه به قصرش می رساند و خبر این ماجرا به خسرو می رسد . خسرو که استقامت فرهاد را در ربودن شیرین می بیند و به این اندیشه می افتاد که شاید وی روزی بتواند بیستون را شکاف دهد پس اخبارهای جعلی در شهر پراکنده می کند و قاصدی نزد فرهاد می فرستد که شیرین فوت شده است . فرهاد که در بالای کوه مشغول کندن بیستون بود با شنیدن خبر درگذشت شیرین دیگر ادامه راه برایش غیر ممکن بود و هیچ تمایلی به زندگی نداشت پس خود را از بالای کوه به پایین پرت میکند و جان می سپارد . امروزه نام قصر شیرین در کرمانشاه به همین روی بر این شهر گذاشته شده است زیرا شیرین بناهایی را برای خویش در آنجا ساخته بود 

مریم همسر خسرو پس از مدتی فوت یا مسموم می شود. خسرو راهی اصفهان میگردد . آنجا دختری به نام شکر که در زیبایی و معصومیت در شهر خود مشهور است را به همسری برمیگزیند . ولی پس از مدتی دوباره به اندیشه شیرین می افتد . پس دست به نوشتن نامه هایی برای شیرین می زند . شیرین پس از مدتی به دعوت خسرو راهی تیسپون می شود و به سرودهای مشهور باربد و نکیسا که در ستایش این دو عاشق قدیمی سروده بودند گوش فرا می دهد . همین امر باعث میگردد تا آنها کدورتهای گذشته را کنار بگذارند و با اجرای مراسمی با شکوه و سلطنتی به عنوان ملکه ایران برگزیده می شود و همسری خسرو را با جان و دل بپذیرد . روزگار این دو عاشق قدیمی پس از بدنیا آمدن چند فرزند به نقطه های پایانی رسید و شیرویه پسر خسرو ( از مریم ) برای کسب تاج و تخت پدر شبی به کنار وی رفت و پدر را برای رسیدن به مقام پادشاهی با ضرب چاقویی می کشد . این اتفاق در سال 628 میلادی رخ داد

صبح آن روز خبر کشته شدن خسرو شاهنشاه ایران تمام شهر را پر کرد و او را با مراسمی رسمی به خاک سپاردند و آرامگاهی برایش بنا کردند . پس از این ماجرای شیروی درخواست ازدواج با شیرین را می دهد ولی شیرین که دیگر معشوقه اش را از دست داده بود به در پاسخ به نامه شیروی چنین گفت که من زنی آبرومند هستم و عاشق همسرم و اینک تنها یک خواهش از جانشین خسروپرویز دارم و آن این است که درب آرامگاه همسرم را یک بار دیگر باز کنید 

چنین گفت شیرین به آزادگان

که بودند در گلشن شادگان

که از من چه دیدی شما از بدی

ز تازی و کژی و نابخری

بسی سال بانوی ایران بودم

بهر کار پشت دلیران بودم

نجستم همیشه جز از راستی

ز من دور بود کژی و کاستی

چنین گفت شیرین که ای مهتران

جهاندیده و کار کرده سران

به سه چیز باشد زنان را بهی

که باشد زیبای تخت مهی

یکی آنکه شرم و باخواستت

که جفتش بدو خانه آراستست

دگر آن فرخ پسر زاید اوی

زشوی خجسته بیفزاید اوی

سوم آنکه بالا و روشن بود

بپوشیدگی نیز مویش بود

بدانگه که من جفت خسرو شدم

بپیوستگی در جهان نو شدم

شیروی که در اندیشه رسیدن به شیرین بود موافقت کرد . شیرین به کنار کالبد بیجان خسرو رفت که با پارچه ای پوشیده شده بود . سپس خود را بروی بدن همسر و معشوقه اش انداخت و ساعتها گریه کرد و در نهایت برای اثبات پایداری در عشق اش زهری که با خود آورده بود را نوش کرد و آرام و جاودانه پس از دقایقی به روح خسرو پیوست و با زندگی بدرود حیات گفت . خودکشی شیرین تا سالها زبان زد مردمان منطقه بود و استواری راستین او به همسر و عشق دیرینه اش درس عبرت برای جوانان آینده این مرز و بوم گشت 

فردوسی بزرگ 

نگهبان در دخمه را باز کرد

زن پارسا مویه آغاز کرد

بشد چهره بر چهره خسرو نهاد

گذشته سختیها همی کرد یاد

همانگاه زهر هلاهل بخورد

ز شیرین روانش برآورد گرد

نشسته بر شاه پوشیده روی

بتن در یک جامه کافور بوی

بدیوار پشتش نهاده بمرد

بمرد و ز گیتی ستایش ببرد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:7  توسط حجت سلیمی  |